آب و هوا



 



تازه های سایت



پربیننده ترین

کد مطلب: 88933
تاریخ انتشار: 1397/12/13 - 20:44
حسین خسروی چاهک
آیا ما توانسته ایم مسیری امن باز کنیم و جوانانی که می خواهند از این معبر رد شوند پایشان به مین سیاست زدگی برخورد نکند؟ باعث تأسف است که در این مسیر چه سرمایه هایی را ازدست داده ایم؟ سرمایه های استان بعضا یا در ستادها تلف می شوند یا جلای وطن کرده و برای همیشه از این شهر می روند

این روزها در گیر و دار برخی از خبرهایی که بیشتر حاکی از غوغای رسانه  هاست کلیدواژه های جوان، جوانان و جوان گرایی در حال فرا گیر شدن است و نقطه اوج این مهم پیام بنیادین امام خامنه ای در نقشه راه ایشان تحت عنوان گام دوم انقلاب است در این پیام مهم معظم له تقریبا 20 بار یا جوانان را مورد خطاب قرار داده یا وظایفشان را تشریح کردند و یا مورد تمجید قرار دادند حتی پیام ایشان با این عبارت پایان یافته است " سلام بر جوانان"

اما آنچه که در فضای مدیریتی جامعه حکم فرماست آن است که هنوز که هنوز است دولت بستر مناسب را برای به کارگیری جوانان فراهم ننموده است و تنها در اقدامی نمادین (سمبولیک) وزیری جوان را برای یکی از وزارتخانه ها برگزیده است که برخی آن را سیاسی و برخی آن را چشم امید دولت برای ادامه دولت در پس از 1400 دانسته اند.

اما به راستی جوانان چگونه می توانند ضمن راهیابی به این سیستم خود را در حلقه های مدیریتی خرد یا کلان ببینند؟ چرا که 36 میلیون نفر از جمعیت حال حاضر کشور جوان هستند و یا در آستانه ورود به جوانی و سنشان بین 15 تا 40 سالگی است بگذارید خاطره ای را بازگوکنم:

در سال هایی که در تربیت معلم شهید باهنر رحمت الله علیه بیرجند درس می خواندم روزی شاهد بودم یکی از معلمان نسبتا جوان که در آن سال ها مدرک کارشناسی ارشد خود را اخذ کرده بود به مرکز آمده و از معاون آموزشی وقت مرکز درخواست کرد با عنایت به مدرک بالای او به وی در این مرکز آموزش عالی کلاسی بدهد معاون آموزشی ما با شوخ طبعی به او فهماند که به دلیل بالا بودن تعداد کسانی که کارشناسی ارشد یا دکتری دارند دیگر جایی برای تدریس تو نمی ماند و این جوان که خود را بالاتر از سطح کلاس داری در مقطع متوسطه می دید و دوست داشت پیشرفت کند سر به زیر انداخت و رفت

 سال ها گذشت تا اینکه روزی دیدم همان جوان مدیر یکی از ادارات آموزش و پرورش استان شده است اما این جوان نه بخاطر درجات علمی خویش یا قدرت مدیریتی اش بر این پست گمارده شده بود بلکه صرفا به خاطر حضور در ستاد کاندیدای پیروز انتخابات به این میز و صندلی رسیده بود و جالب آن که وی برای حفظ این میز و صندلی سرسپردگی خود را با تمام وجود حتی پس از انتخابات به ستاد آن کاندیدا حفظ نمود

نمی خواهم بر این روند صحه بگذارم اما به راستی چرا این گونه است که یک جوان برای طی کردن مسیری منطقی و پله های پیشرفت باید سر از ستاد فلان و بهمان درآورد؟ آیا ما توانسته ایم مسیری امن  باز کنیم و جوانانی که می خواهند از این معبر رد شوند پایشان به مین سیاست زدگی برخورد نکند؟ باعث تأسف است که در این مسیر چه سرمایه هایی را ازدست داده ایم؟ سرمایه های استان بعضا یا در ستادها تلف می شوند یا جلای وطن کرده و برای همیشه از این شهر می روند

امروز به دلیل آن که فضای جامعه دو قطبی است و این دو قطبی بودن پس از دوم خرداد 76 تشدید شد حتما باید وابسته به جناحی باشی تا به جایی برسی. شدت دو قطبی بودن جامعه در حدی است که وقتی مدیری فارغ از این دعواهای کودکانه ی سیاسی مسئولیت می گیرد هر کدام از طرفین او را از خود می داند و طرف حاکم برای گرفتن امتیاز بیشتر هیچ ابایی از آبروریزی و تهدید و شانتاژ علیه او خصوصا در فضای مجازی ندارد اگر ذره ای از دولت حاضر تعریف کنی به تو می گویند اصلاح طلب و اگر کمتر از آن ذره انتقاد کنی می شود اصولگرا انگار مستقل بودن معنایی ندارد.

دی ماه امسال که در جلسه استاندار با مدیران رسانه ها حضور یافتم به آقای استاندار یادآور شدم شما به دلیل قانون منع به کارگیری بازنشستگان و به نوعی جوان گرایی در حلقه ی مدیریتی کشور در این استان منصوب شده اید بنابراین امیدواریم شما که مطلع جوانگرایی در استان هستید مسیر را برای به کارگیری جوانان فراهم کنید.

همچنین بادآور شدم عده ای از استان خراسان جنوبی جسارتا به عنوان حیاط خلوت دولت یاد می کنند چرا که شاید بعضا برخی مدیران صرفا برای آن که در قامت یک مدیر کل بازنشسته شوند به خراسان جنوبی می آیند و سوای آنکه نسبت به استان تعصبی ندارند و به فکر حقوق و مزایا و پاداش بازنشستگی خود هستند هیچ انگیزه ای برای کارندارند که این ها نشأت گرفته از همان روحیه پیری است. لازم به ذکر است مدیر یکی از مهم ترین رسانه های استان مدعی شد توسط برخی از مدیران کل بازخواست شده است چرا خبرنگار آن مجموعه متعرض آن دستگاه می شود چون ما آمده ایم صرفا بازنشسته شویم و برویم.

جاهایی که به جوانان اعتماد کرده ایم ضرر نکردیم نمونه بارز آن دوران دفاع مقدس است که فرد 19 ساله هم فرمانده لشکر می شد آیا وقتی جوانان کارنامه خوبی از خود در مقابله با دشمن در جنگ نظامی نشان داده اند نمی توان به آنان در جنگ اقتصادی و فرهنگی و حتی سیاسی اعتماد کرد؟

 ای کاش مدیران ما عموما و مدیران استان خصوصا بیانیه گام دوم رهبر معظم انقلاب را مطالعه کنند و آموزش و پرورش و حوزه و دانشگاه بستر مناسب برای بازخوانی آن در مراکز خود فراهم سازند.

حسن ختام این یادداشت را سخن امام خامنه ای که در فرازی که در باب عدالت و مبارزه با فساد سخن گفته بودند قرار می دهم:  اگر زمام اداره‌ی بخش های گوناگون کشور به جوانان مؤمن و انقلابی و دانا و کاردان -که بحمدالله کم نیستند- سپرده شود، این امید برآورده خواهد شد؛ ان‌شاءالله.

حسین خسروی چاهک



نظرات کاربران

درد خیلی از جوونا اینه که هر حرفی رو بزنن سریع اینا رو به یه جناح وصل می کنند، اصلا نمیتونن جناح بندی رو هر دو طرف کنار بزارن
با سلام مطلب شما خارج از انصاف به جز یکی دو مورد که به نظر حقیر متعصبانه به قضیه نگاه کرده بودید مثلا فضای قطبی بعد 76 مطلب خوب وپخته ای بود ای کاش مسئولین محتزم مخصصا کارگزاران دولت که با بی تدبیری احساس یاس را در کشور تقویت می کنند به سخنان امام خامنه ای بیشتر عمل می کردند تا شاهد وضعیت امروزی نبودیم متاسفانه با وزیر ومدیرکل های فشل جامعه عقب گرد عجیبی دارد


نظر شما