سرویس: اجتماعی کد خبر: 94833 ۱۲:۲۶ - ۱۳۹۹/۰۱/۱۲

متن بیانات حجت الاسلام و المسلمین سابقی بر دعای هفتم صحیفه سجادیه در ویژه برنامه شمیم

شرح مکتوب حجت الاسلام و المسلمین آقای حسین سابقی از اساتید حوزه علمیه بر دعای هفتم صحیفه سجادیه در ویژه برنامه شمیم منتشر شد.

متن بیانات حجت الاسلام و المسلمین سابقی بر دعای هفتم صحیفه سجادیه در ویژه برنامه شمیم

به گزارش خبرنگار خاورستان، متن بیانات حجت الاسلام و المسلمین آقای حسین سابقی از اساتید حوزه علمیه بر دعای هفتم صحیفه سجادیه در ویژه برنامه شمیم که کاری از روابط عمومی دفتر نماینده ولی فقیه در خراسان جنوبی و امام جمعه بیرجند می باشد، منتشر شد.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

انشاءالله که سال جدید به برکت نام و یاد امام کاظم(ع) که شروع این سال با نام حضرت بود و به برکت بعثت نبوی رسول خاتم (ص) بر همه ی عزیزان و محبان مکتب اهل بیت(ع) سال مبارک و با برکتی باشد.

مقام معظم رهبری در 13 اسفندماه سال گذشته یعنی سال 98 به مناسبت این پیشامدی که در همه ی جهان و از جمله  کشور ما رخ داد، همه را سفارش کردند به توسل به درگاه خداوند متعال و اهل بیت(ع) و به طور خاص فرمودند که دعای هفتم صحیفه ی سجادیه دعای بسیار خوب و خوش مضمونی است که می توان با این الفاظ زیبا و با توجه به معانی آن با پروردگار سخن گفت.

تأکید یک مجتهد بزرگوار و یک عالم بصیر بر انس با گنجینه ی دعایی ارزشمند امام سجاد(ع) یعنی صحیفه ی سجادیه خیلی قابل توجه است، حضرت آقا تأکیدشان بر خواندن دعای هفتم صحیفه ی سجادیه است و به دو نکته در باب این دعای ارزشمند اشاره فرمودند، نکته ی اول، الفاظ زیبایی است که در این دعا به کار رفته و نکته ی دوم آن، معنا و محتوای والایی که در عرصه ی ارتباط با خدا از زبان ولی خدا صادر شده.

همه ی بزرگان ما تعبیرشان در باب کتاب ارزشمند صحیفه سجادیه این است که در بین تمام کتب دینی و منابع اصلی، بعد از قرآن که کلام الله است دو کتاب بزرگ مطرح می شود، نهج البلاغه امیر المومنین(ع) به عنوان اخ القرآن، برادر قرآن و صحیفه ی سجادیه امام زین العابدین(ع) به عنوان اخت القرآن و زبور اهل بیت(ع) و آل پیغمبر(ص).

دعای هفتم صحیفه دعایی است که حضرت زین العابدین در زمان بروز مشکلات و سختی ها و پیشامدها این دعا را می خواندند و یکی از دعاهای کوتاه و مختصر صحیفه ی سجادیه است، در این دعای ارزشمند که من در پنج بخش این دعا را دسته بندی کردم و خدمتتان توضیح مختصری عرض می کنم در یک کلام توحید و نگاه توحیدی به همه ی حوادث در زندگی بیان شده است.

بروز مشکلات و سختی ها در زندگی هر انسانی یکی از لوازم زندگی دنیوی ما است، باید باور کنیم و متوجه باشیم که زندگی دنیا بدون مشکلات و بدون فراز و نشیب امکان پذیر نیست، به قول حضرت امام خمینی(ره) اگر کسی دنبال راحتی مطلق هست باید در عالمی دیگر دنبالش بگردد و آن عالم بهشت ابدی خدا و عالم آخرت است.

دنیا " دَارٌ بِالْبَلَاءِ مَحْفُوفَةٌ " خانه و منزلگاهی است که مملو از بلایا و مصیبت ها است، البته این بلایا و مصیبت ها دو نوع هست، گاهی ساخته ی اعمال و نتیجه اعمال خود ما است و گاهی آزمایش الهی است با این هدف که منِ بنده متوجه خالق و متوجه نعمت های خدا در زندگی شوم.

در روایت ارزشمندی از رسول اکرم(ص) این گونه نقل شده که حضرت فرمودند " لَولا ثَلاثٌ فِي ابنِ آدَمَ ما طَأطَأَ رَأسَهُ شَيءٌ: المَرَضُ، وَالفَقرُ، وَالمَوتُ " اگر سه چیز درزندگی بنی آدم نبود هیچ چیز دیگری نمی توانست این گردن فرازی و تکبر بشریت را از بین ببرد، اول می فرمایند" مرض و بیماری ها، دوم می فرمایند" فقر و ناداری ها و سوم مرگ. عجیب اینجاست که در ادامه ی همین روایت نبوی حضرت می فرمایند با وجودی که این سه امر از زندگی بشر تحقق پیدا کرده باز هم این بشر جست و خیز می کند و تکبر می کند و حاضر به پذیرش جایگاه خودش نیست و نمی خواهد بپذیرد که هرچه هست از او(خدا) است و به دست او است یعنی خداوند متعال و من بنده ی او هستم؛ بله خدا ظرفیت بی پایان به من داده اما این ظرفیت وقتی به فعلیت می رسد که در عرصه ی بندگی الهی هزینه شود و به کار گرفته شود.

فراز اول

بخش اول و فراز اول دعای هفتم صحیفه ی سجادیه خطاب قرار دادن خداوند متعال با سه تعبیر " يَا مَنْ تُحَلُّ بِهِ عُقَدُ الْمَكَارِهِ، وَ يَا مَنْ يَفْثَأُ بِهِ حَدُّ الشَّدَائِدِ، وَ يَا مَنْ يُلْتَمَسُ مِنْهُ الْمَخْرَجُ إِلَى رَوْحِ الْفَرَجِ." چقدر زیبا است این تعابیر دقیقا مناسب با درخواستی که در این دعا داریم، یکی از نکاتی که اهل معرفت تأکید می کنند این است که در مقام دعا و ارتباط با خدا آن اسم و صفت مناسب را پیدا بکنید، خب کسی که به دنبال درخواست رزق و روزی است خدا را با نام رازق خطاب می کند، آن مریضی که به دنبال شفای بیماری خودش است خدا را با نام شافی خطاب می کند، آن کسی که به دنبال انتقام گیری از دشمنان خودش هست خدا را با تعبیر منتقم خطاب می کند، باید این تناسب ها لحالظ شود؛ در این دعای هفتم صحیفه ی سجادیه ما به دنبال حل مشکلات خودمان هستیم لذا اول خطاب ما نسبت به خداوند متعال این است که ای کسی که گره گشایی می کند ای کسی که " عُقَدُ الْمَكَارِهِ " گره ها و پیچیدگی های ناگوار را باز می کند، گشایش ایجاد می کند، گره گشا و مشکل دست قدرتمند خداوند متعال هست، در تعبیر دوم می گوییم ای کسی که سختی و برندگی مشکلات را کند می کنی، از بین می بری، آن حد و شدت را کم می کنی، و در تعبیر سوم این است که ای خداوندی که ما گشایش و رسیدن به آثار آسایش از او التماس و درخواست می کنیم تعبیر به روح الفرج شده است، همه ی شما بزرگواران این روایت معروف را از پیغمبر(ص) شنیده اید که " افضل‏ العبادة انتظار الفرج " ممکن است به ذهن بعضی از بزرگواران بیاد که انتظار فرج صرفا مراد انتظار فرج کلی امام زمان(عج) هست درحالی که این معنی مدنظر هست اما فقط این نیست، این یک معنای خاص است اما انتظار فرج در روایات ما معنای عام هم دارد به این معنی که مومن هیچگاه در مشکلات احساس ناامیدی به او دست نمی دهد و همیشه این فرج و گشایش در نگاه او هست، به قول مقام معظم رهبری در کتاب ارزشمند "طرح کلی اندیشه ی اسلامی در قرآن" با نگاه ایمانی هیچ بن بستی وجود ندارد، همه ی بن بست ها با قدرت الهی و با لطف حضرت احدیت بن باز است و بن بستی وجود ندارد، ناامیدی نباید در قاموس ذهنی و فکری یک انسان مومن وجود داشته باشد، چشیدن حقیقت توحید و درک این صفات خداوند متعال منِ انسان را برای کیفیت مواجه و برخورد صحیح با مشکلات آماده می کند و متوجه می شوم که این گرفتاری ها نه تنها قرار نیست مانع ایجاد کند در مسیر زندگیِ من، بلکه ابزاری است برای عروج و کمال و برای سازندگی و ایجاد روحیه ی صبر و مقاومت و به فعلیت رسیدن استعدادهای منِ انسان، سختی ها است که در واقع منِ انسان را به کمال می رساند و من را به تلاش و مجاهدت بیشتر وادار می کند، اما باید توجه داشته باشیم که این مخرج یعنی راه خروج از مشکلات و سختی صرفا به درخواست زبانی از خدا محقق نمی شود،


 

در سوره طلاق آیه ی دوم می فرماید " مَنْ یَتَّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً " کسی که تقوا داشته باشد خداوند برای او راه خروج از مشکلات قرار می دهد پس به یک کلید اصلی برای خروج از مشکلات در آیه ی دوم سوره طلاق اشاره شده و آن مسئله ی تقوا است، تقوا را باید درست فهم کنیم، گاهی ترجمه های غلطی ارائه شده، گاهی ترجمه کردند تقوا را به خداترسی، این ترجمه ی دقیقی نیست گاهی ترجمه کردند به پرهیزگاری، این هم نمی تواند معنای دقیق مطلب را برساند، به قول مرحوم شهید مطهری(ره) در کتاب آزادی معنوی تقوا به معنای خویشتن داری و خودکنترلی است، اینکه انسان با اراده ی قوی افسار شهوت و غضب را در زندگی خودش در اختیار داشته باشد با کمک قوه ی عاقله و روح ایمان بتواند در فراز و نشیب ها و جاذبه ها و دافعه های زندگی از خود بی خود نشود و دچار افراط و تفریط نشود و از چارچوبه ی عبودیت و بندگی خدا خارج نشود، لذا " مَنْ یَتَّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً " باید توجه داشته باشیم که اساسا تفاوت انسان مومن با ملحد در همین ارتباط با خدا در مشکلات و توجه به قدرت ماوراء الطبیعه و ملکوت در عالم است، انسانی که نگاه الحادی و مادی دارد و معتقد به عالم ملکوت و خداوند متعال نیست و همیشه سرش به پایین است، اما انسان مون سر به آسمان و ملکوت دارد و در همیشه ی زندگی خود و در سختی و آسانی متوجه است که منشاء و منبع همه ی آنچه که در زندگی اش رخ می دهد اراده و خواست خداوند متعال است، چقدر زیبا آن شاعر این مطلب را بیان کرده که " ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی بر کند/ باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور - ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن / وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور.

امام کاظم(ع) در روایت مستندی که در کافی مرحوم کلینی نقل فرمودند، می فرمایند وقتی بلایی بر بنده ای از بندگان خدا نازل می شود وخداوند به دل این بنده می اندازد که دعا کند برای رفع آن بلا، آن بلا به زودی مرتفع خواهد شد و از بین خواهد رفت اما اگر بلایی در زندگی نازل شد و بنده از دعا کردن خودداری کرد آن بلا، بلای طولانی خواهد بود، لذا حضرت در پایان می فرمایند در دعاها تضرع کنید در درگاه خداوند متعال، این بخش اول دعا.

فراز دوم

اما در فراز دوم امام سجاد(ع) اعتراف به قدرت عظیم الهی و قضا و اراده ی حق تعالی در عالم را بیان می کنند می فرمایند " ذلَّتْ لِقُدْرَتِكَ الصِّعَابُ " خدایا همه ی سختی ها در مقابل قدرت تو هموار و آسان است " وَ تَسَبَّبَتْ بِلُطْفِكَ الْأَسْبَابُ " پروردگارا " تَسَبَّبَتْ بِلُطْفِكَ الْأَسْبَابُ " همه ی اسباب و علل در این عالم با لطف تو دارد کار می کند، توی خدا سبب ساز هستی و سبب سوز هستی، البته باید توجه داشته باشیم که اعتقاد به وجود اراده ی الهی در این عالم هیچ منافاتی با کار و تلاش و رفتارهای ما انسان ها ندارد، خدا می خواهد که منِ انسان تلاش کنم و البته بدانم تعیین کننده ی مسائل در زندگی صرفا تلاش های من نیست، اراده ی او حاکم است و اراده ی حکیمانه ی او از طریق علل و اسباب تحقق پیدا می کند که یکی از آن علل و اسباب تلاش و رفتار من انسان است " وَ جَرَى بِقُدرَتِكَ الْقَضَاءُ، وَ مَضَتْ عَلَى إِرَادَتِكَ الْأَشْيَاءُ. فَهِيَ بِمَشِيَّتِكَ دُونَ قَوْلِكَ مُؤْتَمِرَةٌ، وَ بِإِرَادَتِكَ دُونَ نَهْيِكَ مُنْزَجِرَةٌ." خدایا اراده ی تو آن چیزی که در عالم رخ می دهد تحقق می دهد، در سوره ی یس آیه ی 82 اینگونه می خوانیم " إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ " خداوند متعال اگر اراده ی تحقق چیزی را داشته باشد به صرف اراده ی او " كُنْ فَيَكُونُ "، تحقق پیدا می کند، نیازی به گفتار و سفارش نیست، اراده همان و تحقق پیدا کردن همان و هیچ چیزی جلودار اراده ی خداوند متعال نیست حالا که این نکات را متوجه شدم پس باید چه تعبیر کنیم نسبت به چنین خدای قدرتمند و بزرگوار و در عین حال مهربان، حضرت می فرمایند " أَنْتَ الْمَدْعُوُّ لِلْمُهِمَّاتِ، وَ أَنْتَ الْمَفْزَعُ فِي الْمُلِمَّاتِ " خدایا تو هستی که در سختی ها و هم غم ها او را می خوانم، او را دعا می کنم و تو هستی که در حوادث دردناک به او پناه می برم، این همان توحید افعالی است که در مبانی دینیِ ما به آن اشاره شده، باور کنیم که " لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ " لَا يَنْدَفِعُ مِنْهَا إِلَّا مَا دَفَعْتَ، وَ لَا يَنْكَشِفُ مِنْهَا إِلَّا مَا كَشَفْتَ " به دو نکته حضرت در این فراز اشاره فرمودند، خدایا هیچ چیزی دفع نخواهد شد مگر آن چیزی که تو بخواهی و هیچ چیزی کشف و برداشته نخواهد شد مگر آن چیزی که تو اراده کنی، ببینید گاهی پیشگیری از وقوع مشکل ای است، از این تعبیر به دفع می شود، گاهی مشکل ایجاد شده و قرار است درمان شود، در هر دو عرصه اراده ی خدا مطرح است، پیشگیری از وقوع مشکل و دوم درمان آن چیزی که پیش آمده و تحقق پیدا کرده است، مقام عبودیت آن بنده راست، که راضی به تقدیر و حکم قضاست / اگر بنده شد قابل وصف دوست، نشان وصالش ورود بلاست/ مقرب نگردد در این ره کسی، که با حب دنیای دون مبتلاست / به درگاه حق عبد صالح کسی است، که اندر بلا اهل سلم و رضاست.

در بلاها معلوم می شود که من چقدر بنده ی خدا هستم در سختی ها معلوم می شود که چقدر اعتقاد دارم به آنچه که ادعا می کنم و الا در شرایط معمولی خیلی ارزشیابی نمی شود کرد.

فراز سوم

در فراز سوم از این دعای ارزشمند هفتم صحیفه سجادیه حضرت بیان می کنند و عرضه می دارند مشکل را و حاجت خودشان را اینگونه با خدا گفت و گو می کنند " وَ قَدْ نَزَلَ بِي يَا رَبِّ مَا قَدْ تَكَأَّدَنِي ثِقْلُهُ، وَ أَلَمَّ بِي مَا قَدْ بَهَظَنِي حَمْلُهُ. " خدایا، پروردگارا سنگینی مسائلی که در زندگی ام رخ داده دارد من را عاجز و سخته می کند، دیگر توان حمل این بار و مشکل را ندارم، ببینید در این فراز سوم خدا را با تعبیر "رب" امام سجاد می خواند، یعنی اینجا مسئله، مسئله ی ربوبیت خدا است، تربیت الهی است، مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان و در تفسیر سوره ی حمد می فرمایند " رب یعنی مالک مدبر و مالک مربی" یعنی آن مالکی که دلسوز مملوک خودش است، آن مالکی که رفتارش رفتار دیکتاتور معابانه نیست، آن مالکی که به دنبال رشد دادن مملوک و بنده ی خودش است، لذا در اکثر دعاها شما در مفاتیح نگاه بفرمایید در آیاتی که دعاها را از زبان انبیاء الهی مطرح می کند، نگاه بفرمایید تعبیر به "یا رب" وجود دارد، اینجا هم این تعبیر "یا رب" را داریم " وَ بِقُدْرَتِكَ أَوْرَدْتَهُ عَلَيَّ وَ بِسُلْطَانِكَ وَجَّهْتَهُ إِلَيَّ. " خدایا قدرت و سلطه ی تو همه ی آنچه که در زندگی من هست را تحقق بخشیده چه خوشی ها و چه ناخوشی ها، شما ببینید در این حادثه ای که پیش آمد یک ویروس کوچک چگونه جهان و زندگی بشریت را به هم ریخت، این نشان دهنده ی سلطه ی خدا درعالم است، این بشر مدعی با این همه ادعای علم و تکنولوژی پیشرفت های مختلف در علوم تجربی، در مقابل یک ویروس عاجز می شود البته تلاش خودش را می کند، زحمت می کشید و تجربه و آزمون می کند تا بتواند راه حل مادی و ظاهری اش را پیدا کند اما باید متوجه باشد این بشر که رفع کامل مشکلات بدون اراده ی حضرت حق و قدرت حاکم در این عالم امکان پذیر نیست " فَلَا مُصْدِرَ لِمَا أَوْرَدْتَ، وَ لَا صَارِفَ لِمَا وَجَّهْتَ " خدایا هیچ کس نمی تواند آن چیزی که تو وارد بر زندگی من کردی اگر تو نخواهی خارج کند و از بین ببرد " وَ لَا فَاتِحَ لِمَا أَغْلَقْتَ " هیچ کس نمی تواند آن دری که تو بستی باز کند، آن قفلی که تو زدی درش گشایشی ایجاد کند چون کلید در دست تو است " وَ لَا مُغْلِقَ لِمَا فَتَحْتَ، وَ لَا مُيَسِّرَ لِمَا عَسَّرْتَ، وَ لَا نَاصِرَ لِمَنْ خَذَلْتَ " هیچ کس نمی تواند سختی که تو ایجاد کردی اگر تو نخواهی به آسانی تبدیل کند و هیچ کسی نمی تواند آن کسی که تو رها و رسوا کرده ای را یاری کند، نگاه ما در این دعا نگاه توحیدی است هم خودشناسی و هم خداشناسی است، هم خودم را عجز و ناچیز بودن خودم را متوجه می شوم و هم عظمت و همه چیز بودن خدا را متوجه می شوم، لذا پیام خودشناسی و خدا شناسی در کنار هم هست " مَنْ‏ عَرَفَنَفْسَهُفَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ " کسی که خودش را شناخت خدای خود را خواهد شناخت.

فراز چهارم

اما فراز چهارم توسل به اولیاء خداست، در اکثر دعاهای صحیفه ی سجادیه ذکر شریف صلوات بر محمد و آل محمد وجود دارد امام صادق(ع) فرمودند صلوات دعای همیشه مستجاب است، فرمول استجابت است، لذا قبل از آنی که درخواست خودمان را بگوییم ابتدا صلوات بفرستیم، حاجتمان را بگوییم و در پایان هم صلوات بفرستیم، حضرت فرمودند خداوند متعال با کرامت تر و مهربان تر از آن است که ابتدا و انتهای دعای بنده ی خودش را بپذیرد و به میانه ی این دعا توجهی نکند، لذا این جا هم امام سجاد(ع) می فرماید " فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ " و شش درخواست را در این فراز چهارم بیان می کند " وَ افْتَحْ لِي يَا رَبِّ بَابَ الْفَرَجِ بِطَوْلِكَ " درخواست اول این است که خدایا، پروردگارا باب فرج و گشایش را با آن نعمت گسترده ی خود و لطف گسترده ی خودت در زندگی من ایجاد کن، بابی که فقط به دست خودت باز خواهد شد، دوم " وَ اكْسِرْ عَنِّي سُلْطَانَ الْهَمِّ بِحَوْلِكَ " خدایا آن سلطه و لشکر هم و غم که بر من مسلط شده بشکن، تعبیر به سلطان الهم داریم در این فراز به تعبیر آیت الله مکارم شیرازی در شرح صحیفه ی سجادیه که یکی از جدیدترین شروعی است که بر این کتاب ارزشمند نوشته شده تحت عنوان "عرفان اسلامی" در جلد سوم این کتاب ارزشمند ایشان در شرح این فراز دعای هفتم می فرمایند سلطان الهم یک تشبیه در آن وجود دارد گویا یک لشکر از هم غم و مصیبت ها حمله کرده اند و هجوم کرده اند به زندگیِ من و آن کسی که می تواند این لشکر هم و غم و مصیبت را در هم بشکند دست قدرت خدا و اولیاء خدا است در کنار رعایت آنچه که باید رعایت کنیم و توجه داشته باشیم.

سوم درخواست این است " وَ أَنِلْنِي حُسْنَ النَّظَرِ فِيمَا شَكَوْتُ " جان عالم به فدای امام سجاد(ع) چقدر زیبا فرمودند، خدایا به من این توفیق را بده که در شکایت های خودم هم حسن نظر داشته باشم و خوشبین باشم، حتی در گرفتاری ها و مشکلات به خدا خوشبین باشیم، هیچگاه نباید بنده به خدای خودش بدبین باشد، به خودم بدبین باشم، مصیبت و مشکل را از خودم ببینم اما به خدای خودم خوشبین باشم و حسن نظر داشته باشم، مرحوم میرزا اسماعیل دولابی این عارف بزرگوار در یک تعبیر لطیف می فرماید عزیزان گرفتاری ها را درست ببینیم، گرفتاری یعنی گرفتِ یاری، گرفتاری یعنی آن یار و آن کسی که تو را دوست دارد گویا یک مقدار تو را گرفته و به تعبیری یک گوش‌مالی، یک تذکر و تلنگری تا متوجه او و حقیقت شوی، گرفتاری یعنی گرفتِ یاری، این همان حسن نظر و خوش بینی در مشکلات است، چهارمین درخواست " وَ أَذِقْنِي حَلَاوَةَ الصُّنْعِ فِيمَا سَأَلْتُ " خدایا بچشان به من شیرینی صنع و صنعت خودت را در زندگی، صنع یک معنای دقیقتر از عمل دارد به معنای آن کاری است که با مهارت و دقت انجام می شود، در این دعا یعنی احسان و لطف و نعمت خدا، خدایا شیرینی نعمت را به من بچشان، این شیرینی ها در زندگی باید دیده شود تا احساس شود، گاهی متاسفانه اینقدر کم لطف می شویم و نمک نشناش می شویم که دائم فقط مشکلات را می بینیم، نیمه ی خالی لیوان را می بینیم، داشته ها و نعمت ها را ببینیم، کسی آمد محضر امام صادق(ع) رو کرد به حضرت و شکایت کرد از وضع خودش، از فقر خودش، نداری خودش، از مصیبت هایی که در زندگی داشت، حضرت رو کردند به او فرمودند " تو بسیار سرمایه ی بزرگی داری" گفت چطور؟ آقا فرمودند "آیا حاضری همه ی دنیا را به تو بدهند و ولایت و محبت ما اهل بیت(ع) را از تو بگیرند،" این مرد مومن تأمل کرد و سریعا پاسخ داد هرگز حاضر به معامله ی چنین چیزی نیستم، امام صادق(ع) فرمودند "پس بزرگترین سرمایه را داری، تو سرمایه ای داری که با دنیا معامله نمی کنی ولایت ما اهل بیت(ع)، پس قدر داشته هایت را بدان و بر نداشته ها هم صبوری کن و مصلحت خدا را بدان" و لو که من به صورت جزئی ندانم که دقیقا مصلحتش چیست اما بی حکمت نیست، حتما حکمت و رحمتی در پس این حوادث و مشکلات وجود خواهد داشت، در درخواست پنجم امام سجاد(ع) می فرماید " وَ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ فَرَجاً هَنِيئاً " خدایا گشایشی گوارا برای من ایجاد کن چون گشایش در کارها گاهی با سختی ها همراه است، کسی بیماری صعب العلاج گرفته ممکن است ماه ها و سال ها دوره ی درمانی را بگذراند با سختی های طاقت فرسا تا آن بهبودی حاصل شود، گاهی هم نه، با یک نظر لطف خدا و اولیای خدا به صورت کامل آسان و راحت گره ها باز می شود به گونه ای که اصلا تصور و فکرش را نمی کردیم، و ششمین درخواست این است که " وَ اجْعَلْ لِي مِنْ عِنْدِكَ مَخْرَجاً وَحِيّاً " خدایا راه خروج سریع از مشکلات را از ناحیه ی خودت برای من ایجاد کن.

فراز پنجم

فراز پنجم و آخرین فراز از دعای هفتم صحیفه ی سجادیه بیان این نکته ی مهم هست و این درخواست که خداوند متعال از آن اینجور می خواهم که خدایا این مشکلات و مصیبت هایی که در زندگی من رخ داده اینها من را از انجام واجبات و توجه به سنت ها و آیین بندگی تو در زندگی باز ندارد، " وَ لَا تَشْغَلْنِي بِالِاهْتِمَامِ عَنْ تَعَاهُدِ فُرُوضِكَ، وَ اسْتِعْمَالِ سُنَّتِكَ " توجه دارید که یکی از مهمترین شرایط بندگی در زندگی عافیت، سلامت و آسایش روحی و جسمی است، آن انسانی که دائم در مصیبت ها و مشکلات غوطه ور است و آرامش روحی ندارد و دائم دچاز استرس و اظطراب است در عرصه ی بندگی خدا هم نمی تواند درست رفتار کند چنانچه که در عرصه ی ارتباط با خلق خدا هم نمی تواند حسن خلق و خوش اخلاق باشد لذا در ادامه حضرت می فرماید " فَقَدْ ضِقْتُ لِمَا نَزَلَ بِي يَا رَبِّ ذَرْعاً " خدایا توانم کم شده " وَ امْتَلَأْتُ بِحَمْلِ مَا حَدَثَ عَلَيَّ هَمّاً " خدایا قلبم پر از غم شده " وَ أَنْتَ الْقَادِرُ عَلَى كَشْفِ مَا مُنِيتُ بِهِ، وَ دَفْعِ مَا وَقَعْتُ فِيهِ " تو قدرت داری " فَافْعَلْ بِي ذَلِكَ " خدایا این لطف را در حق من انجام بده " وَ إِنْ لَمْ أَسْتَوْجِبْهُ مِنْكَ " اگرچه من لایقش نیستم، این جمله ی پایانی خیلی حرف در آن است " لَمْ أَسْتَوْجِبْهُ مِنْكَ " خدایا من لایق نیستم اما تو لطفت زیاد است، به نظر بنده آنقدری که از مجموعه آیات و روایات به دست می آید از مهمترین ارکان استجابت دعا این است که خودمان را در عرصه ی دعا و ارتباط با خدا و اهل بیت(ع) طلبکار ندانیم، ما همیشه بدهکاریم، ما همیشه بدهکار خدا و اهل بیت(ع) هستیم، استحقاقی نیست لطف و تفضل آن ها است.


 

برخی از افراد در مشکلات طلبکارانه با خدا و اهل بیت(ع) صحبت می کنند، باور کنیم که ما کم گذاشته ایم در عرصه ی بندگی خدا، لذا در روایات ما از جمله روایاتی که در این سه ماه عبادت یعنی ماه رجب، شعبان و رمضان وجود دارد، یکی از مهمترین اذکاری که تأکید شده ذکر استغفار است، چرا؟ استغفار یعنی اینکه مشکل را از خودت ببین، استغفار یعنی اینکه خودت را بدهکار خدا و اهل بیت(ع) ببین، لذا در سوره ی مبارکه نوح(ع) آیات دهم تا سیزدهم از زبان حضرت نوح(ع) امر به استغفار مطرح شده این امر به همه ی بشریت است و برای استغفار چند اثر بیان شده،" اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا، يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا " اولین اثر استغفار در این آیه ی 11 سوره ی نوح(ع) برکت از آسمان است، بارش، آب حیاتی که زندگی مادی ما وابسته به آن است دوم " وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ " خدا شما را امداد می کند با مال، شما اگر دچار مشکل مالی و اقتصادی هستید در کنار تدبیرهای عقلایی که باید انجام بدهی، مشورت با متخصصینی که باید انجام دهی، استغفار کن اثر گذار است، مالت برکت پیدا می کند " وَبَنِينَ " اگر طالب فرزند پاک هستی، اگر طالب نسل صالح هستی استغفار گره گشا است، چهارم می فرماید " وَيَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَارًا " خداوند متعال باغ و نحر برای شما در زندگی قرار می دهد، خب یکی از بزرگترین مظاهر برکت در زندگی ما بشریت مسئله ی باغ و بوستان و کشاورزی ها است، لذا در این آیه ی دوازدهم سوره ی نوح(ع) یکی از برکات استغفار توصیه ی در مسئله ی کشاورزی و برکت هایی است که در این مسئله باید ایجاد شود تا زندگی ما توسعه و رفاه پیدا کند، در پایان هم خدا به تعبیر بنده گله می کند از من و شما " مَا لَكُمْ لَا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقَارًا " چه شده شما انسان ها آن وقار و جایگاهی که باید نسبت به خداوند متعال قائل باشید، قائل نیستید و آن امیدی که باید به درگاه خدا داشته باشید، ندارید، یعنی کسی که استغفار نمی کند امیدوار به خدا نیست، بعد در ایمان خودش شک می کند، در ماه مبارک شعبان که در ایام ماه شعبان قرار داریم یکی از مهمترین دستورالعمل ها هفتاد بار در طول روز گفتن این ذکر مختصر"" استغفرالله و اسئله التوبه " هست پایان دعای هفتم صحیفه ی سجادیه این تعبیر هست که " يَا ذَا الْعَرْشِ الْعَظِيمِ " ای خدایی که صاحب عرش بزرگ هستی، بارها در قرآن ما تعبیر عرش را داریم از جمله در سوره ی مبارکه ی طه آیه پنجم می فرماید " الرَّحْمَٰنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَىٰ " عرش یعنی تخت، اما تخت به معنای جسمانی منظور نیست، منظور تخت قدرت و حاکمیت و مالکیت در این عالم است، این را باور کنم که عرش عظیم قدرت و علم بی پایان در اختیار او است و البته این عظمت نباید من را دچار وحشت بکند که نمی شود با چنین موجود بزرگی ارتباط و انس گرفت، چقدر زیبا گفته مولوی در مثنوی آنجایی که این تعبیر را دارد " تو مگو ما را بدان شه بار نیست / با کریمان کارها دشوار نیست" درست است ما مواجه هستیم با بزرگ عالم، سلطان عالم و خدای عالم، اما آن خدا کریم است، " با کریمان کارها دشوار نیست" امیدوارم که به برکت دعای امام سجاد(ع) همه ی ما بتوانیم انس بیشتری در این مصیبت ها و سختی ها با خداوند عالم داشته باشیم و متوجه باشیم که توحید و بندگی خدا در شرایط سخت خودش را نشان می دهد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.


 

پربازدیدترین ها

آخرین مطالب