سرویس: سیاسی کد خبر: 6554 ۰۸:۱۱ - ۱۳۹۲/۰۶/۱۲

به مناسبت حضور شجریان در بزرگداشت ایرج

راست می‌گویند که در این مملکت آزادی بیان نیست/همنوايي شهرداري تهران وروزنامه ايران با ابتذال فرهنگي

شجریان را که دیگر می‌شناسید؟ نمی‌شناسید؟ بابا همان خواننده‌ای که "از خون جوانان وطن لاله دمیده" را خوانده و سال 88، آمد و با همه‌ی کسانی که خون هزاران شهید این مملکت را پایمال کردند، هم کاسه شد. همان هنرمندی که پا شد و رفت در دیار فرنگ، هم‌آغوش رقاصه‌ای به اسم گوگوش شد.

راست می‌گویند که در این مملکت آزادی بیان نیست/همنوايي شهرداري تهران وروزنامه ايران با ابتذال فرهنگي

راست می‌گویند که در این مملکت آزادی بیان نیست. هرچند تا به حال در این مورد شک داشتم، اما الان دیگر دارم مطمئن می‌شوم که واقعا در این مملکت آزادی بیان وجود ندارد. نه می‌شود حرفی زد، نه می‌شود نقدی کرد، نه مخالفتی، نه شورشی، نه براندازی. هیچیه هیچی. باید آسته بریم آسته بیایم که گربه‌ی وجودمان کسی را شاخ نزند. مثال می‌خواهید؟ دم‌دستی‌ش همین ماجرای حضور شجریان در مراسم بزرگداشت ایرج.

 به گزارش خاورستان به نقل از بولتن نیوز؛ شجریان را که دیگر می‌شناسید؟ نمی‌شناسید؟ بابا همان خواننده‌ای که "از خون جوانان وطن لاله دمیده" را خوانده و سال 88، آمد و با همه‌ی کسانی که خون هزاران شهید این مملکت را پایمال کردند، هم کاسه شد. همان هنرمندی که پا شد و رفت در دیار فرنگ، هم‌آغوش رقاصه‌ای به اسم گوگوش شد. تازه از آنجا، کلی هم فحش و فضاحت تحویل نظام داد و با یک دست‌بند سبز، تکلیف خودش را معلوم کرد. بابا حتماً می‌شناسیدش.

حالا این آقا آمده و در مراسم بزرگداشت دوستش ایرج، شرکت کند. چه مشکلی دارد مگر؟ فقط چهارتا رفتار براندازانه داشته دیگر. جنبه هم خوب چیزی‌ست. چرا حضورش را تحمل نمی‌کنید؟ چرا هر جا می‌روید می‌گویید: «شجریان در مراسم ایرج چه کار می‌کرد؟ کی او را راه داده بود؟» عزیز من، فحش که به شما نداده. در گوش‌تان که نزده بود. فقط رفته بود و با چهارتا ضد انقلاب وطن فروش همدلی کرده بود. این که چیز بزرگی نیست.

اصلا چرا از دیگران یاد نمی‌گیرید؟ مثلا از شهرداری تهران و مدیریت فرهنگ‌سرای اندیشه. ببینید چقدر روشنفکرانه و باکلاس رفتار کردند. نه کاری به سابقه‌ی طرف دارند و نه کاری به سوءاستفاده‌هایی که در اختیار دیگران قرار می‌دهد. خیلی محترمانه به آوازه‌ خوانه جریان برانداز فتنه‌ی 88 اجازه‌ی حضور در یک مراسم رسمی می‌دهند و تازه کلی هم کیف دارد.

و یا همین روزنامه‌ی خودمان، روزنامه‌ی ایران، روزنامه‌ی رسمی دولت. حالا گیریم فرهنگ‌سرا تقریبا مستقل است و فلان. بابا دیگر این روزنامه که مال دولت است، اینکه اشتباه نمی‌کند. دیدید چه پوشش خبری قشنگی داد به حضور استاد در مراسم بزرگداشت ایرج. دیدید چطور حضور شجریان را پر رنگ کرد، انگار نه انگار که مراسم بزرگداشت یکی دیگر بود. یاد بگیرید.

حالا شما هم هی ننشینید و در رسانه‌های‌تان فتنه، فتنه کنید. آقا جان من، یک روزی توی این مملکت یک اتفاقی افتاد و تمام شد و رفت پی کارش. چرا اینقدر گیر بازار راه می‌اندازید و ماجرا را کش می‌دهید؟ ببینید مدیران فرهنگی ما را. قضیه را فراموش کرده‌اند. اینکه اساس ماجراهای سال 88 برمبنای جنگ فرهنگی بود. اینها که کننده‌ی اصلی و متولی مستقیم مسئله هستند، بی‌خیالش شده‌اند. اما شما ول کن ماجرا نیستید.

همین کارها را می‌کنید که نخبگان کشور بلند می‌شوند می‌روند فرنگ و می‌گویند در ایران آزادی بیان نیست. به نظر من بهتر است آن روزها را از یاد ببریم و خیلی مهربانانه دوباره دور هم جمع شویم و استاد هم یک دهن برای ما بخواند. اصلا هم مهم نیست که کی به کجا سفر کرده و با کی عکس گرفته و چه حرف‌هایی زده. امروز را عشق است برادر، اینقدر سخت نگیرید. مگر نشنیده‌اید که این روزها می‌گویند: هیس، افراطی‌ها حرف نمی‌زنند. خوب حرف نزنید دیگر، بگو خوب.





















نظر شما

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد

پربازدیدترین ها

آخرین مطالب