آب و هوا



 



تازه های سایت



پربیننده ترین

کد مطلب: 77839
تاریخ انتشار : 1396/08/30 - 12:24
دیدار خبرنگار خاورستان با مادر و خواهران شهید احمد کاووسی :
شهیدی که با تقویت روحیه بسیجی به فرماندهی جنگ رسید
خواهر شهید کاووسی گفت: برادرم با تقویت روحیه بسیجی که داشت وارد سپاه شد و بعد از آن به فرماندهی در جنگ درآمد و آخر هم شربت شهادت نوشید.

به گزارش خبرنگار خاورستان،در هفته بسیج به سر می‌بریم و امام خمینی پنج آذر ماه سال 58 را به نام بسیج مستضعفان نام گذاری کردند.

 

پایگاه های مقاومت بسیج در سطح کشور و فعالیت نوجوانان و جوانان بسیجی در این سنگر ها باعث شد که نوجوانان و جوانان با آغاز جنگ تحمیلی آماده و گوش به فرمان رهبر و مقتدایشان برای دفاع از این مرز و بوم عازم جبهه ها شدند.

 

اینبار خبرنگار خاورستان به دیدن مادر شهیدی رفته که در فراق فرزند شهیدش روزگار گرد پیری بر چهره اش نشانده است و به دلیل کهولت سن و فراق فرزند، ذهن یاری اش نمی‌کند که از خاطرات فرزندش برایمان بگوید.

از این رو فقط از مادر شهید نام فرزندش و اینکه چند ساله بوده و در کجا به شهادت رسیده را می‌پرسم وبرای اینکه مادر شهید اذیت نشود گفتگو را با خواهر شهید ادامه می‌دهم.

 

مرضیه باقری،مادر شهید احمد کاووسی نودر، در گفتگو با خبرنگار خاورستان، اظهار کرد:پسرم 27 سال سن داشت و در عملیات کربلای پنج در شلمچه به شهادت رسید.

 

صغری کاووسی، خواهر شهید احمد کاووسی نودر، در گفتگو با خبرنگار خاورستان، درباره برادرش اینگونه می‌گوید: برادرم عضو فعال بسیج محلات بود و بعد از آن وارد سپاه پاسداران شد و به عنوان پاسدارخدمت می‌کرد  از این رو  به واسطه شغلش اغلب اوقات در جبهه بود.

وی افزود: برادرم سال 65 در عملیات کربلای پنج در منطقه عملیاتی شلمچه به شهادت رسید و تقریبا شش سال در جبهه حضور داشت.

 

خواهر شهید کاووسی بیان کرد: در عملیت کربلای پنج برادرم در حین تیر اندازی که از سمت دشمن بوده و متقابل تیراندازی از طرف رزمنذده های ایرانی بر اثر اصابت گلوله خمپاره دشمن بر پیشانی اش پیشانش اش سوراخ شده و در نتیجه روی دست همرزمش آقای خدادوست به شهادت می‌رسد.

 

کاووسی عنوان کرد: خدادوست که همرزم و همشهری با برادرم بود خبر شهادت برادرم را به خانواده خودش رسانده بود و ما از طریق خانواده همرزم برادرم خبر شهادتش را شنیدیم.

وی با بیان اینکه برادرم از فرماندهان بوده است، خاطر نشان کرد: در اغلب عملیات ها  حضور داشته است و در یکی از عملیاتها که الان حضور ذهن ندارم با شهید وحدت؛ شهید نمور علی شوشتری همرزم بوده است.

 

خواهر شهید گفت: قبل از عملیات کربلای پنج مدت زمان حضور برادرم برای حضوردر جبهه  تمام شده و قرار بود برای مرخصی به بیرجند بیاید اما چون عملیات در پیش بوده ونیروی های کمکی نرسیده بودند وقتی که می‌بیند عملیات در پیش است و همرزمان هم نرسیده و نیروها کم هستند ، خودش هم به مرخصی نیامده و درعملیات کربلای پنج حاضر می‌شود که همان عملیات هم آخرین عملیات بود و درآن به شهادت رسید.

کاووسی بیان کرد: از جمله ویژگی های بارز بردارم دیدار با اقوام،خواهر و بردارانش بود و اصلا برایش مهم نبود که وقتی از جبهه می‌آید بقیه و یا کوچکترها به دیدنش بروند خودش به همه سر می‌زد و احوال پرس بود، وقتی از جبهه می‌آمد خرید های خانه را بدون اینکه کسی به او بگوید انجام می‌داد.

 

وی خاطر نشان کرد:برادرم خیلی مهربان بود وهمیشه هرکسی که او را می‌شناسد به خوبی و نیکی از او یاد می‌کند.

 

خواهر شهید به خاطره ای از آخرین دیدار شهید با خانواده اشاره کرد و، گفت: آخرین باری که برادرم برای جبهه عازم بود و می‌خواست به جبهه برود ماشینش روشن نمی‌شد و هرچه بیشتر سعی می‌کرد کمتر موفق می‌شد تا اینکه بالاخره بعد از مدتی ماشین روشن شد و انگار که خرابی ماشین دلیلی شده بود تا آخرین دیدار احمد با خانواده طولانی تر شود و ما برای دقایق بیشتری برادرم را ببینیم.

در پایان خواهر شهید به جانماز یادگاری از برادر شهیدش اشاره کرد و گفت: برادرم در مدت زمانی که در جبهه بود همیشه این جانماز را به همراه داشته و روی آن نماز می‌خواند بعد از شهادت برادرم پدرم این جانماز را همیشه در جیب کت خود داشته و هر جا می‌رفت روی آن نماز می‌خواند؛ و الان هم که حدود سه سال شده پدرم فوت کرده است جانماز برادرم در خانه مادرم است و هرکس هر موقع روی این جانماز نماز می‌خواند یاد  پدرو بردار شهیدم برایمان زنده است زنده تر میشود.

 

 

انتهای پیام/127

تصاویر بیشتر برای مطلب: 


نظر شما