آب و هوا



 



تازه های سایت



پربیننده ترین

کد مطلب: 84574
تاریخ انتشار: 1397/03/24 - 13:37
فاطمه کودک 5 ساله ای در بیرجند است که از بیماری فلج مغزی (سی پی) رنج می‌برد و درد نداری و فقر پدرش بیماری او را مضاعف تر کرده است.

به گزارش خبرنگار خاورستان،بیماری فلج مغزی یا بیماری سی پی یکی از رایج‌ترین بیماری‌ها در ایران است و طبق آمار در حدود 500 هزار نفر را درگیر خود کرده است. 

 

بیماری فلج مغزی همچنین یک نارسایی کاملاً پیچیده است که دارای انواع مختلف می‌باشد. این مشکل دارای علائم و نشانه‌های بسیار متنوع است و امکان مشاهده این علائم در سطح خفیف تا سطح شدید در بین افراد وجود دارد.

 

فلج مغزی یک نارسایی است که با تاثیر گذاشتن بر سیستم مغز و اعصاب، باعث ایجاد ناتوانی فیزیکی برای فرد می‌شود. به این ترتیب عبارت مغز اشاره به ناحیه آسیب دیده در نتیجه این بیماری و فلج اشاره به ناتوانی ایجاد شده به خاطر آن دارد. این شرایط می‌تواند ناتوانی محدود یا کامل عضلات را برای بیمار به همراه داشته باشد.

 

آسیب مغزی معمولاً قبل، حین، یا به فاصله کوتاه پس از تولد فرد ایجاد می‌شود و در نهایت می‌تواند ناتوانی زیادی را برای فرد تا پایان عمر ایجاد کند. فلج مغزی در برخی کودکان ممکن است ناتوانی‌های حرکتی و نارسایی‌های مغزی ایجاد نماید.

 

این توضیحات همه مقدمه گزارشی است که میخواهم در آن از کودکی حرف بزنم که از بیماری سی پی یا همان فلج مغزی رنج می‌برد.

 

اسم برخی از بیماری ها شاید به گوش عده زیادی از ما نرسیده باشد اما کودکانی در گوشه و کنار شهرمان هستند که به بیماری هایی سخت و پر هزینه مبتلا بوده و کسی از اوضاع و احوال آنها و خانواده شان خبر ندارد.

 

 فاطمه جمالی کودک ۵ ساله ای است که از بدو تولد دچار بیماری سی پی شده و پاهایش یارای همراهی کردن برای گام برداشتن با او را ندارند.

 

 کودک ۵ ساله ای که اکنون باید با تمام شور و نشاط کوکانه خود بازی کند و به این طرف و آن طرف بدود چند سال است برای قدم برداشتن خود به پایه ها سرد و بی روح واکر چرخدار متوسل شده و از آن می‌خواهد که برای قدم برداشتن دستهای کوچک و پر از مهر و محبتش را بگیرند.

 

 محمد جمالی پدر فاطمه در گفتگو با خاورستان،اظهار کرد:دخترم ۵ سال سن دارد و به دلیل اینکه زود متولد شده به یک بیماری مبتلا شده که پزشکان از آن به عنوان بیماری سی پی یاد می‌کنند.

 

وی افزود:پس از تولد فاطمه من و مادرش متوجه مشکل او نشده و پس از حدود یکسال از تولد فاطمه متوجه شدیم که نمی‌تواند روی پای خود بایستد و قدم بردارد.

 

پدر فاطمه بیان کرد: با 36 سال سن و دو فرزند شغل مناسبی ندارم و کارگر هستم.

 

جمالی عنوان کرد:بعد از اینکه متوجه بیماری دخترم شدیم او را برای درمان نزد پزشکان متعددی بردیم و پزشکان گفتند برای کاهش مشکل فرزندتان باید او را به کلاس های کار درمانی ببرید تا بتواند به مرور زمان راه برود؛ برایش در کلاس های کار درمانی بهزیستی ثبت نام کرده و مدتی او را برای اینکه قدری بتواند راه برود به کلاس های کار درمانی بردیم.

 

وی ادامه داد: اما به دلیل شغل کارگری و عدم تمکن مالی نتوانستم هزینه های دوره های کاردرمانی فاطمه را پرداخت کنم و بعد از گذشت مدت زمان کوتاهی دوره های کار درمانی را ادامه ندادیم.

 

پدر فاطمه اظهار کرد: شغل من کارگری است و کارگری نیز کاری نیست که هر روز باشد و اگر هم هر روز باشد و حداکثر 30 هزار تومان دستمزد بگیرم در مقابل تهیه هزینه های دیگر زندگی و هزینه دوره های کاردرمانی فاطمه از عهده ام خارج است برای اینکه مشکلات نداری و اقتصادی ام بیش از این نشود برای مدت زمانی دوره های کاردرمانی دخترم را قطع کردم اما اکنون باید دوباره دوره های کاردرمانی فاطمه را آغاز کنیم چرا که روز به روز بزرگتر می‌شود و راه رفتن برایش مشکل تر است.

 

جمالی با اشاره به مشکلات اقتصادی و بیماری دخترش گفت: شرایط اقتصادی من به گونه ای است که شاید ماه‌ها بگذرد اما فرزندانم روی میوه و غذای خوب را نبینند حال خریداری لباس و سایر خواسته و آرزوی ها برآورده نشده فرزندانم که بماند.

 

وی عنوان کرد:در بین خانواده خودم و همسرم نیز فردی که از تمکن مالی بالایی برخوردار باشد و بتواند در زمینه درمان و دوره های کاردرمانی فاطمه کمک رسان ما باشد نیست و تنها نهاد حمایتی دخترم فقط کمیته امداد امام خمینی (ره) و بهزیستی است که ماهانه یک مبلغ به عنوان یارانه برایش واریز می‌شود اما این مبلغ پاسخگوی هزینه دوره های درمانی او نمی‌شود و حتی مدتی قبل همان مبلغی که از طرف بهزیستی برایش پرداخت می‌شد نیز از تهران قطع شد.

 

پدر فاطمه اظهار کرد:فرزند دیگرم پسر است و در پایه هفتم تحصیل می‌کند گاهی اوقات به دلیل فشار های اقتصادی ناشی از زندگی، توانایی تهیه وسایل تحصیل فرزندم را ندارم.

 

جمالی با اشاره به وضعیت نامناسب اقتصادی خودش،عنوان می‌کند:از ابتدا وضعیت مادی خوبی نداشته ام اما با همه این شرایط ساخته و تا به اینجا زندگی خود را به همراه همسرم و فرزندانم پیش برده ام؛ شاید مقصر اصلی خودم باشم که با نداری و فقر تشکیل زندگی داده ام و حال به مشکل برخورده ام اما همه امیدم به خدا است و از خدا می‌خواهم که توجه و عنایت خود را نسبت به من و خانواده ام داشته باشد.

 

وی در حالی که بغض گلویش را گرفته است و نگاه دخترش می‌کند، ادامه می‌دهد: گاهی اوقات پولی برای تهیه لباس برای فرزندان و همسرم ندارم که از لباس های استفاده شده افرادی که برایمان می‌آورند استفاده می‌کنیم؛ من و همسرم فقر و مشکلات را درک می‌کنیم اما فاطمه که کودک است قطعا دوست دارد لباس نو داشته باشد اما افسوس که پدرش توانایی خرید لباس نو برایش ندارد.

 

پدر فاطمه عنوان کرد:فقر،مشکلات اقتصادی و بیماری فاطمه همه برایم قابل تحمل است اما اینکه فاطمه و پسرم از من تقاضایی داشته باشند و من نتوانم برآورده کنم خیلی سخت است هر چند که فرزندانم نیز با این شرایط عادت کرده و یاد گرفته اند از من توقعی نداشته باشند.

 

جمالی اظهار کرد:همه آرزوی پدر و مادرها داشتن فرزندی است که با حضورش خانه شان با صفا و صمیمیت شود؛ درست است که دخترم از بیماری رنج می‌برد و این باعث نگرانی من و مادرش شده است اما من در نگاه و صورت فاطمه معصومیت و آرامشی می‌بینم که برایم کافی است و از خدا می‌خواهم دخترم هیچ وقت علاوه بر بیماری و فقر از مشکل دیگری رنج نبرد؛ فاطمه با وجود بیماری و مشکلی که دارد اما با حضورش نور  و آرامشی برای من، مادر و برادرش به هدیه آورده است.

 

وی عنوان کرد: همه  آرزوی من و مادر فاطمه بهبودی اش است و می‌خواهیم قدم برداشتن و راه رفتن دخترمان را ببینیم؛ اما فاطمه به خاطر مشکلی که دارد این روزها دسته های سرد و بی روح واکر چرخ دارش را با عشق و علاقه می‌فشارد تا برای قدم برداشتن یاری اش کنند.

 

 پدر فاطمه در پایان فقط یک درخواست دارد و می‌گوید: مسئولانی که بالا نشسته اید ما پایین دستها را نیز ببینید.

 

و اما پدر فاطمه مشکلات اقتصادی که گریبان گیرش شده است و باعث شده که پیش دخترش شرمنده باشد و نتواند مرتب او را به کلاس های کار درمانی ببرد را به واسطه نبود شغل مناسب و عدم تکمن مالی خودش می‌داند؛ اما باید به او گفت نه تو مقصر نیستی، مقصر افرادی هستند که با کارهای خود باعث شده اند سهم تو و دخترت از این دنیا نداری،فقر و آرزو باشد در صورتی که خودشان در رفاه کامل غوطه ور هستند اصلا به یاد افرادی مانند فاطمه و هزاران فاطمه دیگری که در خانواده ای مستضعف علاوه بر بیماری از فقر و نداری رنج می‌برند نیستند.

 

حرف آخر: نمی‌دانم آرزوی فاطمه چیست و چه در دل دارد چرا که با من هیچ حرفی نزد و فقط به شعر کوتاهی که به آرامی برایم خواند و به پایان هم نرساند بسنده کرد؛ فاطمه در شعرش اسمی از بهار و شادی برد به گمانم فاطمه منتظر رسیدن بهاری در وسط بوران و سرمای سخت زمستان زندگی اش که علاوه بر بیماری با فقر و نداری در هم آمیخته شده،است.

 

فاطمه برای حضور در دوره های کاردرمانی خود نیاز به کمک مالی دارد و چه زیباست در این روزها بیش از همیشه به یاد هم باشیم و برای رفع مشکلات دیگران قدمی هر چند کوچک بردایم و این قدم برداشتن برای رفع مشکلات دیگران چه زیبا خواهند بود اگر منجر به گام برداشتن فردی که از مشکل راه رفتن رنج می‌برد، شود.

 

در آستانه عید سعید فطر هستیم بیایم به یاد همدیگر باشیم و با کمک به این فاطمه و هزاران فاطمه دیگری که از مشکلات فقر و بیماری رنج می‌برند طعم شیرین راه رفتن را بچشانیم.فاطمه در روستاهای مرزی و محروم خراسان جنوبی زندگی نمی‌کند او با خانواده اش در منطقه مهرشهر بیرجند و میان همه ما آدم های مرکز استان نشین زندگی می‌کند اما دیده نمی‌شود.

 

این شماره کارت جهت کمک به فاطمه در اختیار شما خیرین نیک اندیش قرار می گیرد.

شماره کارت: 5894631542701222

(نام صاحب حساب: فاطمه جمالی)

(بانک رفاه)

 

شماره تماس ۰۵۶۳۲۲۲۰۹۳۹نیز جهت کمک به فاطمه در نظر گرفته شده است.

چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید.

 

 

 

انتهای پیام/127



نظرات کاربران

سلام میشه شماره کارت پدر فاطمه رو جهت کمک تو سایت قرار بدین فقط خیلی زود


نظر شما